كوشالي

Saturday، July 18، 2009

هاشمی در اتوبان ، یک طرفه و غیر قابل بازگشت

نماز جمعه بیست وششم تیر هشتادو هشت تهران را می توان برگ دیگری از فعالیتهای سیاسی هاشمی رفسنجانی دانست
هاشمی طی فعالیتهای پنجاه ساله خود در صفحه سیاسی ایران ، همواره تلاش نموده تا چهره روشنی از خود بروز ندهد و در حالیکه خود همواره به عنوان مرید امام راحل ، در متن تحولات قرار داشت ارتباطات قوی و موثری با معارضین داخلی تفکرات حضرت امام را در دستور کار داشت و در اوج حوادث انقلاب ، دو دختر خود را به تزویج خانواده ای در آورد که ارتباطات ایشان با گروهکهای مخالف خط امام واضح بود و در نهایت نیز با انحرافات ایجاد شده در دودمان دامادهایش ، عواقب تلخ این وصلتها دامنگیر دخترهای او گردید که با نگاه دقیق به این جریانات ، می توان عملکرد حال حاضر فائزه و فاطمه هاشمی رفسنجانی را درک نمود
این مقدمه را از این جهت بیان نمودم تا به این بخش از گفتار برسم
هاشمی تا حدود چهار سال پیش شخصیتی غیرقابل تحلیل می نمود که امکان پیش بینی رفتار سیاسی او در برخورد با حوادث ، دشوار و گاها غیر ممکن بود . چپ رویهای ناگهانی در اوج راست رویهایش، تمامی سیاستمداران را انگشت به دهان میخکوب می نمود و این در حالی بود که چه در زمان رهبری امام راحل و چه در زمان زعامت حضرت آیت الله خامنه ای ، همگان هاشمی را بازوی توانمند ایشان تحلیل می کردند
با این حال طی حوادث چهار سال اخیر در حوزه سیاسیون ایران زمین و ظهور پدیده دکتر احمدی نژاد ، قواعد این بازی را تغییر داد
رقابت انتخاباتی هاشمی رفسنجانی با احمدی نژاد و پیروزی قاطع دکتر احمدی نژاد ، رفسنجانی را ناخواسته به حرکت در اتوبان یک طرفه ای راند که رانندگی در این اتوبان ، امکان تغییر جهتهای ناگهانی و چند چهرگی سیاسی را از او گرفت
چهار سال است که دیگر رفتار سیاسی هاشمی ، غیرقابل پیش بینی نیست و رفتارهای او دقیقا به همان صورتی که کارشناسان پیش بینی می کنند رخ می دهد
رفتارهای مبتنی بر خشم ، نفرت و سرخوردگی ناشی از شکست انتخاباتی از دکتر احمدی نژاد ، همه آن چیزی بوده که طی سالهای اخیر از هاشمی دیده شده و در هر حادثه جدیدی ، می توان رفتارهای هاشمی را پیش بینی و پس از وقوع به راحتی تحلیل نمود
نماز جمعه اخیر هاشمی رفسنجانی و بیانات او در این مجال ، یک نمونه دیگر از رانندگی سیاسی او در اتوبان یک طرفه دشمنی با احمدی نژاد بود که متأسفانه چهره ای غیر منطقی و ضد قانون به هاشمی داده که در مسیر ضدیت با رئیس جمهور حاضر است حتی با دشمنان قسم خورده نظام همنشین شده و ناخواسته در مقابل رهبری بایستد آیا راه نجاتی برای هاشمی رفسنجانی وجود دارد تا از این اتوبان خطرناک خارج شود !؟
خود او راه نجات را در طرح شعار « هرکس غیر از احمدی نژاد » در انتخابات دوره دهم تشخیص داد و در این راستا مجبور شد تا در دو ماهه آخر منتهی به روز انتخابات با بالاتریت سرعت ممکن در اتوبان دشمنی با دکتر احمدی نژاد براند اما باز هم رانندگی مقتدرانه و حرفه ای رقیب در این میدان سبب شد تا اوضاع بدتر از قبل شود و کسب حدود بیست و پنج میلیون رأی ملت ایران در برابر کسی همچون موسوی که همگان او را ذخیره طلایی رفسنجانی می دانستند اقتدار احمدی نژاد را دو چندان نمود ضمن آنکه ننگ همراهی با اهداف دشمنان نظام همچون آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان را بر پیشانی هاشمی چسبانید چرا که او حاضر شد تا برای حذف رقیب از کمکهای سخاوتمندانه دشمنان نظام ، جهت تقویت موتور و رینگ و شاسی اتومبیل خود استفاده کند و رنگ متالیک سبز اهدایی از طرف آنها را بپذیرد

به راستی آیا راه دیگری غیر از پناه بردن به دامن دشمنان و پرچم دار شدن اپوزسیون نظام برای هاشمی نمانده است و نمی توان کمی از غرور و تکبر را کمتر نموده و پذیرفت که زمان بازنشستگی رسیده است ؟

Saturday، July 11، 2009

دموکراسی خیلی خوبه ولی برای کشورهای جهان سوم

از عجایب روزگار اینکه در فاصله زمانی کمتر از ده روز دو زن در برابر دیدگان مردم دنیا کشته می شوند و مدعیان دموکراسی دونوع رفتار کاملا متفاوت نسبت به این دو واقعه نشان می دهند

اپیزود اول : حادثه نخست در یکی از خیابانهای فرعی تهران به وقوع می پیوندد و در آن دختر جوانی به نام ندا آقاسلطان هدف گلوله ای قرار می گیرد و مظلومانه به قتل می رسد در حالیکه اطرافیان او در این صحنه جملگی بر نامشخص بودن محل تیر اندازی تأکید دارند و قبول دارند که در آن مقطع و در آن خیابان فرعی پلیس یا نیروهای امنیتی حضور نداشته است ، فیلم این قتل وحشیانه توسط دوربینهای حرفه ای که از دقایقی قبل به دلایلی ناشناخته بر روی مرحوم ندا متمرکز شده اند ضبط شده و در کمترین زمان ممکن در بزرگترین شبکه های خبری و غیر خبری جهان نمایش داده می شود و جملگی مدعیان دموکراسی آه و فغان می کنند

در این میان فردی که دو روز پیش از وقوع این جنایت زحمت مسافرت از لندن به تهران را بر دوش کشیده و به صورت معجزه آسایی در صحنه وقوع جرم در اطراف مرحوم ندا آقا سلطان پرسه می زده و دقیقا یک روز پس از وقوع قتل بار دیگر از ایران خارج و خود را به دفتر خبرپراکنی بی بی سی رسانده به عنوان شاهدی از غیب در این ماجرا ظهور نموده و با تشریح لحظه به لحظه جنایت ، اشک طرفداران سینه چاک دموکراسی را در سراسر دنیا در می آورد

اپیزود دوم : خانمی تحصیل کرده با مدرک دکترای داروسازی به همراه همسر و فرزند خردسال خود در یکی از پارکهای آلمان قدم می زنند

جرم بزرگی او را در این مسیر همراهی می نماید و آن داشتن حجابی به وزن چند ده گرم بر روی سر اوست که بر اساس اعتقاد و دین او واجبی غیر قابل تسامح می باشد . یکی از نمادهای دموکراسی خواهی که البته اندکی هم مایه های نژادپرستی دارد این شرایط را نمی پسندد و با هجوم کاملا مردانه و تحت دموکراسی به سوی این زن و کشف حجاب ، او را مورد توهین و ناسزا قرار می دهد
شکایت خانم دکتر مروه شربینی از این فرد شدیدا دموکراسی خواه ، او را به پای میز دادخواهی حامیان دموکراسی می کشاند . قاضی طرح دعوی می کند و دادگاه رسمی می شود . خانم دکتر محکم و قدرتمند ایستاده و حاضر نیست تا در برابر عاشقان سرگشته دموکراسی کوتاه بیاید پس باید طعم دموکراسی غربی را به او چشانید
متشاکی با قمه ای بزرگ در برابر چشم حاضران اعم از قاضی ، پلیس ، همسر خانم دکتر و فرزند سه ساله او به شیر زن ایستاده در میدان حمله می برد و با هیجده ضربه پیاپی چاقو طعم شیرین دموکراسی غربی را به او تفهیم می کند
همسر خانم دکتر برای کمک به او می شتابد چرا که ظاهرا سایر حاضرین هم با این نوع تفهیم اتهام به شاکی کاملا موافق بوده و واکنشی نشان نمی دهند . پلیس که تا این لحظه آرام و دموکراسی خواه ایستاده و ناظر است ، عملکرد ضد دموراتیک شوهر این زن ضد دموکرات را بر نمی تابد و او را هم در برابر دیدگان کودک سه ساله اش به گلوله می بندد
تمام فیلمهای موجود از این حادثه فجیع در محل جمع آوری و معدوم می گردد . دولت آلمان رسما پخش هرگونه خبر از این اقدام شنیع را ممنوع اعلام می کند . همسر شهیده حجاب به بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان منتقل شده و کودک سه ساله این خانواده که از حالت روانی متعادلی برخوردار نیست به مراجع نگهداری کودکان بدون سرپرست سپرده می شود
مایکل جکسون مرده و تصاویر رقصهای دوجنسانه او در صدر تصاویر شبکه های خبری و غیر خبری می درخشد و دموکراسی خواهان غربی بر این مصیبت بی پایان می گریند
به راستی چرا در ایران دموکراسی نیست و حکومت استبداد زده آن تلاش می کند که با تلاشهای رنگین و سبز براندازانه مقابله کند و بسیار ناجوانمردانه با کسانی که عاشق دموکراسی غربی هستند برخورد می کند در حالیکه در غرب زیبا ، دموکراسی با شکوه و صلابت کامل حکومت می نماید و امثال دکتر مروه شربینی ها را کادو پیچ نموده تحویل مسلمانان ضد دموکراسی کشورشان می دهد

Monday، June 29، 2009



آیت الله سید احمد خاتمی شایسته نشان داد

در سخت ترین آزمون بیست ساله اخیر و در دوره ای که بسیاری از نقابها برافتاد ، برخی فریب خورده و پس از روشن شدن شرایط حقیقی و دستهای پشت صحنه از غفلت رها شدند ، تعداد معدودی از خواص جامعه توانستند بلوغ سیاسی همراه با ولایت مداری خود را نشان دهند که از این حیث می توان انتخابات بیست و دوم خرداد هشتادو هشت را بی نظیر دانست
دوران پر شور و حرارت انتخابات سپری شد و در پایان این آزمون عجیب و دشوار نتایج روشنی حاصل شد
در این مجال قصد آن ندارم که به تحلیل دقیق عملکرد برخی از خواص جامعه ، سیاسیون ، ائمه جمعه و جماعات ، علماء و دانشگاهیان بپردازم و به همین کم بسنده می کنم که واقعا جای تأسف است که ولایت پذیری قاطبه بیست و پنج میلیونی ملت و اخص خصوص مستضعفین و محرومین جامعه بسیار بسیار بیشتر از اکثریت خواص نمود یافت
جای تأسف است که بسیاری از آقایان نتوانستند تحلیل درستی از شرایط داشته باشند و قبل از روز انتخابات برخی از ایشان به جرگه طرفداری نامزد ساختار شکن و ضد ولایت مطلقه فقیه پیوستند و برخی دیگر کنج عافیت را برگزیده و از قاعدین شدند و تنها اقلیتی از این خواص توانستند از لابلای گرد و غبارهای برپا شده توانستند دستهای دشمنان قسم خورده این نظام مقدس علوی را رصد کرده و کمر همت را برای مقابله ببندند
با این حال اگر از فردای روز رأی گیری و اعلام نتایج ، تغییری در روش آقایان ( ان شاء الله ) فریب خورده مشاهده می شد و توصیه ملت به وحدت و حمایت از رئیس جمهور منتخب را از جانب ایشان می دیدیم باز هم می توانستیم خود را قانع کنیم که برنامه ریزی دقیق دشمنان و نفوذ در جمع اطرافیان و بیوت خواص منجر به اشتباهی شده بود که بلافاصله جبران شد ولی باز هم در بسیاری از موارد این تغییر مشاهده نشد و تنها برخی از مخالفین به جمع قاعدین پیوستند
بازهم این قصور را نادیده گرفتیم ولی پس از سخنرانی تاریخی مقام عظمای ولایت در نماز جمعه تهران یک هفته پس از انتخابات که در آن کلیه غبارهای بپا خواسته بر زمین نشست و حق و باطل تحلیل شد و دیدگاه فقهی و سیاسی رهبری عزیز به روشنی بیان گردید ، باز هم شاهد آن بودیم که تنها بخشی از این جمع به جرگه حقیقت بازگشتند و توانستند خود را از حریم شک و شبهه خارج کرده و به حمایت از بیانات معظم له اقدام کنند
آیا پس از این همه اغتشاش خیابانی ، هماهنگی رسانه های غربی و عربی بر ضد رئیس جمهور منتخب ، فعال شدن تمامی دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی و اپوزسیونهای معاند وطنی و جهت گیری آشکار سیاستمداران آمریکایی ، اروپایی اسرائیلی و وهابی ، اینکه برخی از خواص بخواهند از خواب سنگین غفلت بیدار شوند ، هنری نشان داده اند و اساسا می توان به آنها خواص گفت ؟
خدا کند که دامنه فسادها و دنیا طلبی هایی که حضرت امیر المومنین علی ابن ابیطالب (ع) این بزرگمرد عدالت طلب در موارد متعدد به خطرات آن برای خواص اشاره نموده است دامنگیر آنها نشده باشد
در این میان جمعی از خواص عملکردی درخشان از خود بجا گزاردند که تاریخ علوی آنها را فراموش نخواهد نمود . بزرگانی همچون آیات عظام نوری همدانی ، سید احمد خاتمی ، مصباح یزدی ، جنتی ، خزعلی و سیاسیونی همچون حسینیان ، رسایی ، حداد عادل ، محمد جواد اردشیر لاریجانی و سردار جعفری کسانی بودند که در اوج هجوم شیاطین و سپاهیانش به اردوگاه ولایت مطلقه فقیه ، جان و روح خود را سپر دفاع از حضرتش نموده و چشم فتنه را از حدقه در آوردند و نشان دادند که به واقع در جمع خواص هم ، کسانی هستند که اجازه تکرار مظلومیت علوی را به شبه کوفیان نامرد ندهند و در این میان نوع عملکرد حضرت آیت الله سید احمد خاتمی چیز دیگری بود
با رصد نوع و نحوه عملکرد آیات عظام در این فتنه به جرعت می توان گفت که در تبعیت از ولایت مطلقه فقیه و شجاعت و صراحت حضرت آیت الله سید احمد خاتمی گوی سبقت را از مدعیان ربود و نمره بیست گرفت
با این احوال یاد شعاری افتادم که هشت سال پیش برخی از دشمنان دانا برای ستاد انتخاباتیشان انتخاب کرده بودند و به نظرم آمد تا با رفع اشکال فنی موجود در آن ، حقیقتی زیبا را در آن بیابیم


درود بر سه سید فاطمی خمینی و خامنه ای ، خاتمی
با این تفاوت که نگین خاتم خاتمی اصل باشد نه بدل


والعاقبه للمتقین و سلام علی المرسلین

Wednesday، June 24، 2009

آقای موسوی ، آیا از تن مجروح و روح آزرده رهبری عزیز خجالت نمی کشید ؟


جناب آقای موسوی ، ای آنکه روزی می گفت : ادب مرد به ز دولت اوست . ای آنکه روزی می گفت مهمترین دلیل ورودم به این انتخابات رویه قانون گریزی دولت نهم و تقید بی مانند اینجانب به قانون بوده است و ای آنکه روزی به رقیب خود بی مهابا و در غیاب او ده مرتبه لقب دروغگو عطا نمود تا تلویحا خود را انسانی صادق بنمایاند

جناب آقای موسوی

ادب مرد به ز دولت اوست

قانون مهمترین محور و میثاقنامه اتحاد ملی در هر کشوری است

دروغگویی بدترین ابزار و کلید تمام بدیهاست

آقای موسوی ، آیا از تن مجروح و روح آزرده رهبری عزیز خجالت نمی کشید ؟

Sunday، June 21، 2009


خاتمی بای بای ، خاتمی بای بای
بعد از انتخابات معروف دوم خرداد 76 خیلی ها تصور می کردند که از این به بعد هرجایی که عکس و تصویر خاتمی پیوست شود کار تمام است و فرد یا گروه منتسب به او رای مردم را دشت خواهند نمود
اما پس از ظهور پدیده بی بدیل دکتر احمدی نژاد پس از انتخابات شوراهای شهر تهران در شش سال قبل بطلان این تصور ثابت شد آن هم نه یک دوره بلکه در پنج دوره متوالی . توجه کنید

Thursday، June 18، 2009

امروز یوم الفرقان است


سرانجام روزهای حساس و سرنوشت سازی که دانایان روزگار طی بیست سال اخیر و پس از رحلت جانسوز معمار کبیر انقلاب امام خمینی کبیر فرارسیدنش را ناگزیر می دانستند رسید و مدعیان دیروز و معترضان امروز به جبر تاریخ به هم پیوسته و بر سر در ولایت رسیدند
چپی های اول انقلاب که نخستین انشعاب از حزب جمهوری اسلامی را بنیان نهادند و از دوم خرداد 76 توانسته بودند با جریانات مخالف نظام و بزرگان آنها یعنی جبهه نهضت آزادی پیوندهایی را برقرار نمایند سنگ بنای تحرکات جدید را از همان زمان چیدند
اشتباه استراتژیک جریان چپ در انتخابات مجلس ششم در حذف رهبر پرقدرت راست سرمایه داری یعنی هاشمی رفسنجانی از لیست و تخریب گسترده شخصیت او باعث گردید تا علیرغم میل شدید رفسنجانی برای پذیرش رهبری جریان جدید ، جایی برای او در نظر گرفته نشود
این تاکتیک اشتباه که البته پس از گذشت چند ماه از مجلس ششم و فشارهای شدید هاشمی به این جریان از طریق مجمع تشخیص مصلحت مورد تصریح بهزاد نبوی رهبر فکری جنبش چپ ضد رهبری معظم ( حفظه الله ) قرار گرفت موجب شد تا امکان ائتلاف این طیف با جناح راست سرمایه داری برای چند سالی به تأخیر افتد
نتیجه آن شد که خود رفسنجانی تصمیم گرفت تا پس از پایان دولت خاتمی شخصا وارد میدان شده و اوضاع را بار دیگر تحت کنترل در آورد . جناح چپ هم در این میدان با معرفی نامزد دلخواه یعنی مصطفی معین به آوردگاه آمد و البته پس از برنامه ریزیهای رفسنجانی در حذف رقیب ، با درایت رهبری هوشمند و تأیید صلاحیت مجدد معین با دستور ولایی رقابت ، ظاهری جدی تر یافت
در آن زمان تمامی ناظران سیاسی بیش از دو قدرت دارای شانس پیروزی را در این آوردگاه نمی دیدند . نخست چپ گرایان به رهبری خاتمی در پشت سر معین و دیگری راست گرایان سرمایه سالار به رهبری هاشمی . الباقی نامزدها هم به یکی از این دو اردوگاه منتصب می شدند و از این جمله افرادی چون کروبی ، مهرعلیزاده از اردوگاه نخست و افرادی همچون علی لاریجانی و باقر قالیباف از اردوگاه دوم

در این بین دو نام دیگر مطرح بودند که با توجه به سوابقشان بر روی کاغذ اندکی متفاوت می نمودند و آن دو عبارت بودند از آقایان احمد توکلی و محمود احمدی نژاد
شیوه های پیچیده سیاسی هاشمی برای انصراف این دو نامزد سرانجام در مورد توکلی که به تغییر سیاست و عدم ثبات جهت گیری مشهور است خیلی سریع کارگر افتاد و با جذب ایشان در اردوگاه آقای قالیباف این سنگر فتح شد اما در مورد محمود احمدی نژاد کار کمی سخت و پیچیده شد و این شهردار کوتاه قامت و محجوب تا آخرین روزهای منتهی به انتخابات با چراغهای کاملا خاموش پیشروی نمود که البته با این روش توانست از موج اول تخریبها و تهمتها بگریزد
نتایج نهایی مرحله نخست انتخابات شگفتی تمامی ناظران داخلی و خارجی را برانگیخت چرا که احمدی نژاد به عنوان رقیب رفسنجانی به دور دوم راه یافت . چپی های پر حرارت که به هیچ عنوان رفسنجانی را مطلوب نمی دانستند با مشاهده احمدی نژاد و آشنایی با ادبیات عدالت محور و غیر حزبی او آنچنان وحشت زده شدند که تمام توان و آبروی خود را برای حمایت از رفسنجانی بسیج کردند و در طول یک هفته هر آنچه از توهین و تخریب را که در چنته داشتند با همکاری یاران هاشمی بر علیه رقیب بکار بستند
با همه این احوالات خواست ملت و مشیت پروردگار چیز دیگری بود و برای نخستین بار پس از رحلت امام خمینی (ره) فردی رئیس جمهور شد که از عمق جان خود را سرباز ولایت فقیه و رهبری معظم می دانست و به هیچ عنوان حاضر نبود سفارشات احزاب را بپذیرد

در جبهه مخالف او ، جفتگیری ناخواسته چپ تندرو با راست سرمایه داری در مرحله دوم انتخابات دولت نهم به زایش فرزندی ناخواسته منجر گردید که پس از چهار سال در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ، با به صحنه آوردن مهمترین و بزرگترین سرمایه معنوی خود یعنی میرحسین موسوی ، تمام قد در برابر احمدی نژاد قد علم کردند
ورود دو نامزد سایه برای ایجاد نوعی حصار در اطراف دکتر احمدی نژاد با به میدان فرستادن کروبی و رضایی قدم بعدی بود . حجم غیرقابل تصور تخریب ، توهین و تهمت به رئیس جمهور مملکت ، حرکت بعدی بود و استفاده از الفاظ سخیف و نامربوط نسبت به دکتر احمدی نژاد در رسانه ملی با توجه به فضای بدست آمده ناشی از زمان سه برابری مثلث تخریب بخش بعدی پروژه بود
البته این پایان کار نبود و این مجموعه با راه اندازی ستادهای تبلیغاتی ( شما بخوانید تخریباتی ) به عضوگیری از جوانان پاک طینت ، ساده ، عدالتخواه و البته کم تجربه در سطح کوچه و خیابان دست یازیدند
نامه آقای رفسنجانی به رهبری عزیز روحی فداه و مقایسه غیرمستقیم دکتر احمدی نژاد با بنی صدر همراه با تهدید آشکار مملکت به آشوب و اغتشاش در صورت انتخاب مجدد دکتر احمدی نژاد ، آخرین تیر پرتاب شده توسط این جریان بر علیه جریان اصیل خط امام و رهبری بود قبل از روز رأی گیری ، هرچند که تمام نظر سنجیها پیروزی قاطع دکتر احمدی نژاد را نشان می داد

حدود بیست و پنج میلیون رأی ایرانیان به انسانی که در طول چهار سال خدمتگزاری به ملت همه چیز خود را در طبق اخلاص گذاشت و در کمال پاک دستی جای جای سرزمین محنت کشیده ایران را زیر پا نهاد و منابع مالی و ثروت را از دهان احزاب و سیاستمداران خارج و در کل کشور برای سازندگی و آبادانی توزیع نمود و فاسدان و مفسدان را در داخل و خارج دولت خود مورد هجوم و شماتت قرار داد ، حداقل تشکر این ملت از خادم خود بود که در این چهار سال حتی لحظه ای از تیرهای تهمت و آزار باندهای قدرت و ثروت فاسد در امان نبود
اما این پایان ماجرا نبوده و نخواهد بود . اینبار احمدی نژاد ، این آهنگرزاده شجاع مستقیما به سوی سر مارهای ضحاک نشانه رفته است و حتی پس از پیروزی در انتخابات از عهد خود با ملت برای نابودی ضحاک و مارهای بر دوشش می گوید
رهبری معظم انقلاب هم دست از حمایت او نمی کشد و در این شرایط چاره ای نیست جز اینکه قواعد بازی را زیر و رو کرد . آشوبهای خیابانی ، ائتلاف با هر کس و هر چیز در داخل و خارج از کشور شامل دوست و دشمن و ... همه و همه برای تقابل با استقرار عدالت و عدم پاسخگویی دوستان و فرزندان نسبت به عملکرد عجیب و دنیا مدارانه شان طی این شانزده سال می باشد و بس

آیا داستان جنگ جمل تکرار خواهد شد و نهضت علوی مجبور به نابودی طلحه و زبیرهای با سابقه خود خواهد شد ؟
حضرت امام فرمودند مردم ما بهتر از مسلمانان صدر اسلامند و ما هنوز امید داریم که شتر فتنه اینبار قبل از رسیدن به بصره توسط بانیان فتنه پی شود که در صورت بروز جنگ ، هیچ فاسدی از ذولفقار علی جان سالم بدر نخواهد برد

Sunday، June 14، 2009

اصلا تعجب نکنید ، عزیزان دل باید اغتشاش کنند
از لحاظ روان شناسی هر کنشی ، واکنشی را در پی دارد که ناگزیر است و تنها در نحوه بروز آن تفاوت وجود دارد
سرانجام پس از هفته ها تلاش و کوشش نامزدهای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و ایجاد فضای کاملا انتخاباتی در سراسر ایران اسلامی ، ملت با رای قاطع خود یکبار دیگر فرزند مکتبی اش دکتر محمود احمدی نژاد را برگزید
تلاش نامزد سبز برای جلب آرای خاموش بالا شهر تهران و سرمایه گزاری سنگین باند قدرت و ثروت طی هفته های اخیر توانست جمع قابل توجهی از افراد بی تفاوت و بی توجه نسبت به انتخابات را در تهران پای صندوقهای رای کشانده و در این کلان شهر بر خلاف اکثریت قریب به اتفاق شهرهای ایران سبد رای خود را نسبت به رقیب پرتر ببیند
البته با توجه به تلاش چهارساله دولت خدمتگزار در شهرها و روستاهای کمتر توسعه یافته ، رایهای خاموش حقیقی که متعلق به متن جامعه تحت ستم کشور بود را برای خود جمع نمود ، این تحرکات سبزجامگاه همچون شعله شمعی در برابر طوفان ملت خاموش شد و تفاوت بیش از یازده میلیونی آراء ، همراه با شکسته شدن تمامی رکوردهای موجود در انتخاباتهای گذشته به سونامی احمدی نژاد تعبیر گردید
اما آنچه که در این مجال مورد بحث است واکنشهای نامعقول و فاقد منطق ، شکست خوردگان انتخابات پس از اعلام نتایج بود که ضمن آشکار نمودن ذات قانون گریز این گروه ، نمایشگر انگیزه ای بزرگ برای چنین ریسک بالایی می باشد
قرائن نشان می داد که با توجه به پیروزی قابل پیش بینی دکتر احمدی نژاد ، افراطیون ساختارشکن به دنبال طرح و برنامه خاصی برای ایجاد جنجال و تنش در جامعه بودند و در این راه ناصواب ، جمعی از جوانان خوب و کم تجربه تهران را که در دوره تبلیغات انتخاباتی جذب کرده بودند به میدان بفرستند
سوال مهم و اساسی که به نظر می رسد در لابلای غبارها و تاریکیها مخفی مانده این است که ، انگیزه حقیقی چیست و بازیگر این میدان کیست ؟
تلاش موسوی در جلسه مناظره با کروبی و در غیاب احمدی نژاد برای جا انداختن لفظ دروغگو برای ریاست محترم جمهور از دیدگاه بسیاری از سیاستمداران نوعی حمله انتحاری تعبیر می شود که در آن نابودی حمله کننده قطعی بود اما رسیدن به هدف مهمتری سبب شد تا این عمل زشت سربزند و میر حسین موسوی مجری آن گردد
بیایید پازلهای این نمایش را در کنار هم بچینیم
میرحسین مرتب لفظ دروغگو را رو به دوربین تلوزیونی در مورد دکتر احمدی نژاد به کار می برد ، همزمان و در همان شب مقادیر فراوانی از پوسترهای تخریبی با عنوان « دروغ ممنوع » توسط ستاد موسوی در میان مردم توزیع می شود ، شعار احمدی دروغگو توسط حامیان اغلب جوان و نوجوان موسوی در هرکوی برزن به گوش می رسد و تراکتهای دروغ ممنوع تمام شهرها را پر می کند ، تیتر روزنامه های اصلاح طلب دروغگو بودن احمدی نژاد را به گوش تمام ملت می رسانند ، سایتهای اینترنتی انرژی ویژه ای را برای اثبات دروغگو بودن دکتر احمدی نژاد صرف می کنند و ... پس چون همه با هم می گویند احمدی نژاد دروغگوست پس حتما دروغگوست !؟
تمام کارشناسان متفق القول هستند که این شعار در دوران پرشور انتخاباتی به هیچ عنوان شعار جذاب و رأی جمع کنی نبود اما سوال اینجاست که چرا اینقدر بر روی آن کارشد ؟
زیرکان و دانایان به خوبی راز این حرکت را می دانند . شعار دروغگو بودن احمدی نژاد به خاطر چند نمودار آماری مورد تأیید بانک مرکزی و اینگونه مسائلی نبود چرا که احمدی نژاد 88 به طور کلی با احمدی نژاد چهار سال پیش متفاوت بود و در این دوره علاوه بر بیان نمود نام هاشمی رفسنجانی در تلویزیون سراسری ، مدام تأکید می کرد که در صورت پیروزی در انتخابات دیگر ساکت نمی نشیند و فاسدین را و کارهای ناجوانردانه اشان نسبت به دولت را افشا خواهد نمود ، پس برای مقابله با آن روزهای واویلا از همین امروز لقب دروغگو را با تمام توان به دکتر احمدی نژاد چسباند و در این مسیر موسوی در نقش عروسک هاشمی ، بازیگر این پرده بود
حالا دیگر نتایج انتخابات علنی شده و آن اتفاقی که جناب هاشمی رفسنجانی نگران آن بود رخ داد پس جای تعجب ندارد که با تحریک تعدادی از جوانان سبز پوش به وعده خود که در نامه ارسالی به رهبری معظم انقلاب بر آن تأکید نموده بود عمل نماید و با روش شصت سال پیش و سیستم شعبان بی مخی راه زنی را باب نماید
راستی چرا در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری ، تمام اعضاء در سالن حضور داشتند غیر از هاشمی رفسنجانی ؟ ها ... یادم اومد آخه تو همون لحظه یه تلفن بهش شده بود و اون هم برای پاسخ به آن از سالن خارج شده بود . امیدوارم تو جلسات مجمع تشخیص مصلحت دکتر احمدی نژاد حواسش جمع باشه و هر وقت که عالیجناب رفسنجانی به خاطر پاسخ دادن به تلفن از مجلس خارج شدند ایشان هم به یک بهانه ای محفل را ترک کنند . این توصیه رو اگه از نن جون کروبی هم بپرسه بهش خواهد گفت !؟