چرا جنبش سبز ، به اینجا رسید ؟
حدود هشت ماه از ظهور و بروز پدیده ای سیاسی و اجتماعی با نام جنبش سبز در ایران اسلامی می گذرد و خط سیر نزولی سریع این پدیده ، موجبات شگفتی طراحان آن گردیده است

انتخاب یک رنگ خاص برای ایجاد فضای روانی ، امکان بهره گیری رسانه ای ، سوء استفاده از باورهای مقدس ملت و ایجاد نوعی وحدت و همبستگی در میان انواع و اقسام گروههای معارض ؛ مهمترین دلایل تعیین رنگ سبز برای این تحرکات بود
بر مبنای محاسبات طراحان جنبش سبز در ایران اسلامی ، از زمان شروع پروژه و معرفی رفورم سیاسی در زیر پرچمهای سبز رنگ تا زمان به اوج رسیدن احساسات عمومی در حمایت و پشتیبانی از آن می بایست حداقل هشت سال روند رو به رشد دیده می شد

اگر چه شروع این پروژه بر حسب برنامه ریزیهای صورت گرفته اتفاق افتاد و در آن بازیگران خبره ای همچون خاتمی و رفسنجانی در کنار عروسکهای بی اختیاری همچون موسوی و کروبی و رضایی تلاش کردند تا به خوبی از عهده برآیند و انصافا هم هیچکدامشان کم نگذاشتند لیکن این جنبش سبز صهیونی ، توانست تا یک هفته پس از انتخابات روند رو به رشد داشته باشد و از آن پس روز به روز دچار آفت شده و کار به جایی رسید که به یک مجموعه انگشت شمار میلیشیایی در روز عاشورا تقلیل یافت

امروز دیگر در تهران ، حتی افراد غیر سیاسی هم از ترس این تفکر قالب ؛ ترجیح می دهند که در انتخاب لباس ، کفش و حتی وسیله نقلیه خود از رنگ سبز پرهیز کنند
راستی چرا جنبش سبز با این سرعت حیرت انگیز و غیرقابل باور ، قوس صعودی خود را به پایان رسانده و به آخر خطی اسفبار برسد ؟
آیا نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و رهبر هوشمند و دانشمند آن از جانب آسمان حمایت می شوند ؟